سلام..
قار هم قارهای قدیم. بعضی از دوستان هستند كه اصلاً بلد نیستن قارقار كنن بعد وقتی بهشون میگن قار ممنوع گله میكنن. از بس صداشون بد هست كه آدم یاد صدای قارهای وارداتی میافته. قار باید شیوا، بلیغ و پر از مضامین عرفانی-ایرانی باشه. حالا كجاش فجیع بده؟ اونجاش كه جدیدنا یه فرقه جدید راه افتاده به نام؛ پان قارمیز..!
واعجبا..
سلام هیچ كس یك كلاغ را درك نمیكند. همهاش به من میگویند سیاه. مگر من خواستم كه سیاه باشم؟ همهاش به من میگویند كه تو همهاش قارقار میكنی و سر ما را میبری و به گوش ما آسیب میرسانی، خوب به من چه؟ مگر من این صدا را درست كردهام كه حالا باید جُوراش را بكشم. اصلاً من دیگر نمیخواهم زنده بمانم. خدایا! من را از این دنیا ببر تا من هم بتوانم مثل تمام مرغ ها یك دهن با خیال راحت و بدون لنگه كفش، دمپایی چرمی، كتاب ریاضی و... قارقار كنم. اگر من دیگر راحت بشوم، باخیال راحت به بالای سر مترسك میروم و آنقدر با نُكم به سرش میكوبم تا كمی آدم شود. زشت است تمام عمرش را مثل مترسك آن وسط وایستاده نه میگذارد كه ما حالی به شكممان بدهیم و نه خودش حالی میكند. همانجا عین دیو سپید پایی در بند وایستاده است و مانع كسب است. خدایا! من را بكش تا در آن جهان هرچقدر كه خواستم صابون بدزدم. اصلاً من نمیدانم چه كسی میگوید دزدی نازیباست و چرا در فكر كسی دزدی نیست. دزدی چه كم از كار دگر دارد. چشمها را باید شست جور دیگر باید دید..
كلاغ، پر.. غزه، پر..
ماشین، پر..
خونه، پر..
مامان، پر..
بابا، پر..
داداش، پر..
آبجی، پر..
سلام.. چه کنیم از دست هجران!!
بابا دلمون گرفت از بس توی بلگفا چرخ زدیم!! گفتیم برای تغییر آب و هوا هم که شده یه سری به میهن بلاگ بزنیم و مقداراتی عریضه نویسی کنیم. راستش رو بخوایی مدتی بود که یه پرنده ایی پشت خونه ی ما به آواز خونی مشغول بود ما هم که از لحن خوشش داشتیم به سرور می رسیدیم فهمیدیم که زرشک! این کلاغه! بعد فهمیدیم که سمعک لازم هستیم. حالا اومدم اینجا ببینم..
کسی سمعک داره؟!!